عول . [ ع ِ وَ ] (ع اِمص ) مددجویی و اعتماد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). اتکا و اعتماد و استعانت . (از اقرب الموارد). || (اِ) عمدة و آنچه بر او تکیه کنند: فلان عولی من الناس ؛ فلان تکیه گاه من است از بین مردم . (از اقرب الموارد).
اصطلاحی در فقه. آن است که ماتَرَک متوفی از فروض کمتر باشد. مثلاً اگر متوفی دارای پدر، مادر، زوجه و دو دختر است، فرض زوجه یک هشتم، پدر و مادر هر کدام یک ششم و دو دختر دوسوم می شود که مجموع آن۲۴/۲۷ است. در این مورد،۲۴/۳ کم می آید. اهل سنت در این موارد، کمبود ترکه را بین همۀ ورّاث به نسبت فرض آن ها تقسیم و از هر کس به نسبت سهم او کم می کنند؛ ولی امامیه کمبود ترکه را از سهم دختر در طبقۀ اول، یا خواهر ...
فرهنگ فارسی
مدد جویی و اعتماد اتکا و اعتماد و استعانت
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] عَول، افزونی سهام وارثان از ترکه و مقابل تعصیب است.عول در لغت به معنای زیاده و نقصان؛ هر دو آمده است. اگر به مال اضافه شود به معنای نقصان خواهد بود؛ زیرا مال نسبت به سهام نقصان دارد؛ اما اگر به سهام اضافه شود در معنای زیاده به کار می رود؛ چون سهام افزون بر ترکه اند. عول در اصطلاح عبارت است از افزونی سهام وارثان از ترکه میّت؛ به گونه ای که نقصان ترکه در سهم همه وارثان به نسبت سهمشان وارد...