عوایق. [ ع َ ی ِ ] ( ع ص ، اِ ) صورتی از عوائق است که ج ِ عائق باشد. رجوع به عوائق شود.
عوائق. [ ع َ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ عائق. ( از اقرب الموارد ). رجوع به عائق شود. || ج ِ عائقة. ( از آنندراج ) ( از غیاث اللغات ). رجوع به عائقة شود. || موانع و حوادث. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ). عوارض و موانع. || آسیبها و آفتها. ( فرهنگ فارسی معین ). || بدبختیها و سختیها و مصیبتها. ( نا...