کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه عنکش | کلماتور
معنی کلمه : عنکش
تلفظ بین المللی :
/ˈaːnkeʃ/
تلفظ :
['a:nkeS]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
عنکشه
عنک
عنکبوت
عنکبوت اسطرلاب
عنکبوت هراسی
عنکبوت ویسان
عنکبوتی
عنکبوتیان
عنکبوتیه
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
عنکش. [ ع َ ک َ ] ( ع ص ) مردی که پروای روغن نامالیدن و آرایش ناکردن ندارد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). مردی که اهمیت ندهد به اینکه روغن نمالد و آرایش نکند. ( از اقرب الموارد ). || ( اِخ ) نام مردی است. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ).
کلمات مرتبط
عنکشه
عنک
عنکبوت
عنکبوت اسطرلاب
عنکبوت هراسی
عنکبوت ویسان
عنکبوتی
عنکبوتیان
عنکبوتیه
نظرات