عنه . [ ع َ هَُ / ع َن ْه ْ ] (ع حرف جر + ضمیر) (از: عن ، حرف جر + ه ، ضمیر متصل ) از او. درباره ٔ او. رجوع به عَن شود.
عنه . [ ع ُن ْ ن َ ] (اِخ ) روستایی است به یمن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). از مخالیف یمن است ، و گویند قریه ای است دریمن . (از معجم البلدان ). || نام مردی است . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ا...
فرهنگ فارسی
مرکب از حرف جر عن ضمیر متصل ه : از او درباره او
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی عَنْهُ: از اومعنی أَنَّهُ: که اومعنی أُخَالِفَکُمْ: که با شما مخالفت کنم (در جمله "مَا أُرِیدُ أَنْ أُخَالِفَکُمْ إِلَیٰ مَا أَنْهَاکُمْ عَنْهُ "نمی خواهمآنچه را که شما را از آن باز می دارم خودم مرتکب شوم)معنی صَّفْحَ: گذشت کردن - نادیده گرفتن- صفحه (در معنای "صفح "روی خوش نشان دادن نیز مستتر است. پس معنای صفحت عنه این است که علاوه بر اینکه او را عفو کردم روی خوش هم به او نشان د...