گردن، جمع اعناق ( اسم ) گردن جمع : اعناق . یا عنق رحم . گلوی زهدان . از عیونی است که اسب را عارض شود و آن ورم و انتفاخی است باندازه یک انار و یا کوچکتر از آن که در پائین خاصره او پدید آید
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۹(بار)گردن. در اقرب الموارد گفته:عنق محل اتصال سر به بدن است مذکّر و مؤنّث هر دو آید مذکّر بودن اکثر است جمع آن اعناق میباشد. . دست را به گردنت بسته نکن(در انفاق تقتیرنکن) . در آیه . مراد از «فَوْقَ الْاَعْناقِ» ظاهراً سرهات که بالای گردن قرار گرفتهاند. . راغب گوید به اشراف ناس اعناق القوم گویند و اعناق در آیه به معنی اشراف است. طبرسی آن را یکی از چند احتمال شمرده. و...