عنزة. [ ع َ زَ ] (ع اِ) به همان معنی عنز است . (از اقرب الموارد). رجوع به عنز شود.
عنزة. [ ع َ ن َ زَ ] (اِخ ) ابن اسدبن ربیعةبن نزار. از عدنان . جدی است جاهلی . و از جمله منازل فرزندان وی در عهد جاهلیت «جبال السراة» بود. و آنان صنمی به نام سعیر داشتند. بعد از اسلام در عین التمر از صحرای عراق فرودآمدند، سپس به نواحی خیبر کوچ کردند و اکنون عشایر بزرگی را در...
فرهنگ عمید
۱. نیزۀ کوتاه. ۲. چوبی بلندتر از عصا که در سر آن آهن نوک تیز باشد و به زمین فرو برود.
فرهنگ فارسی
ابن اسد بن ربیعه بن نزار از عدنان جدی است جاهلی
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] عَنَزه، چوبی عصاگونه با ته فلزی، کوتاه تر از نیزه و بلندتر از عصای معمولی است.از آن به مناسبت در باب صلات سخن گفته اند.← در صلات ۱. ↑ لسان العرب، واژه «عنز».۲. ↑ مجمع البحرین، واژه «عنز».۳. ↑ منتهی المطلب، ج۴، ص۳۳۱-۳۳۲. فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج۵، ص۴۹۶، برگرفته از مقاله «عنزه». ...wikifeqh: عنزه...