عنجه . [ ع ُج ُه ْ ] (ع ص ) مرد خشک و جافی . (از اقرب الموارد).
عنجة. [ ع َ ن َ ج َ ] (ع اِ) بازوی در هودج . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). بازوی در هودج که بوسیله ٔ آن ، در را بندند. (از اقرب الموارد).