کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه عنجرد | کلماتور
معنی کلمه : عنجرد
تلفظ بین المللی :
/aːnˈadʒrad/
تلفظ :
[a:n'adZRad]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
عجرد
حماد عجرد حماد بن عمر
عنبردان
عجردیه
ابن عجرد
ام عجرد
عجردی
عنجد
عنجده
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
عنجرد.[ ع َ ج َ رِ ] ( ع ص ) زن چیره بر شوی ، یا زن پلیدزبان یا بدخوی. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). زن سلیطه ، و یا زن بدخلق. ( از اقرب الموارد ).
کلمات مرتبط
عجرد
حماد عجرد حماد بن عمر
عنبردان
عجردیه
ابن عجرد
ام عجرد
عجردی
عنجد
عنجده
نظرات