عنترة. [ ع َ ت َ رَ ] (اِخ ) والد هارون . رجوع به ابووکیع شود.
عنترة. [ ع َ ت َ رَ] (اِخ ) مکنی به ابوماویة. رجوع به ابوماویه شود.
عنترة.[ ع َ ت َ رَ ] (ع مص ) به صدا درآمدن مگس . (از اقرب الموارد). || در سختیها و شداید رفتن . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || دلاوری نمودن در جنگ . (...
فرهنگ فارسی
ابن شداد بن عمرو بن معاویه بن قراد عبسی.از مشهورترین سوارکاران ( فرسان ) عرب در دوره جاهلیت (ف. حدود ۲۲ ه.ق./ ۶٠٠ م. ) وی در طبقه اول شعرائ قرار دارد و از اهالی نجد میباشد . مادرش زبیبه حبشی بود بهمین جهت عنتره نیز رنگ مادر خویش داشت . پدرش بگمان اینکه این فرزند از او نیست او را از خود طرد نمود اما بعدا دوباره الحاق کرد . عنتره بمناعت طبع و پاک سرشتی در میان عرب اشتهار داشت . وی عاشق دختر عموی خود...