عناصر. [ ع ُ ص ِ ] (اِخ ) نام جایگاهی است که در شعر زیدالخیل آمده . رجوع به معجم البلدان شود.
عناصر. [ ع َ ص ِ ] ( ع اِ ) ج ِ عُنصر. آخشیجان. رجوع به عنصر شود : ترتیب عناصر را بشناس که دانی اندازه هر چیز مکین را و مکان را.ناصرخسرو.- عناصر اربعه ؛ در نزد قدما عبارت بود از آتش و باد و آب و خاک. ( از اقرب الموارد ). و عقیده داشتند که آنها چهار عنصر اصلی هستند...
فرهنگ عمید
= عنصر 〈 عناصر اربعه: [قدیمی] عناصر چهارگانه؛ آب، خاک، باد، آتش؛ آخشیجان؛ چهار آخشیج.
= عنصر * عناصر اربعه: [قدیمی] عناصر چهارگانه، آب، خاک، باد، آتش، آخشیجان، چهار آخشیج.
فرهنگ معین
(عَ ص ) [ ع . ] (اِ. ) جِ عنصر. ،~ اربعه چهار عنصر قدما: آب ، باد، خاک و آتش .
فرهنگ فارسی
جمع عنصر ( اسم ) جمع عنصر آخشیجان . یا عناصر اربعه . چهار عنصر قدما : آب باد خاک آتش . یا عناصر بسیط ( بسیطه ) هر یک از عناصر اربعه . یا عناصر ثقیل ( ثقیله ) . مراد دو عنصر خاک و آبست . یا عناصر خفیف ( خفیفه ) . مراد دو عنصر هوا و آتش است . یا عناصر عقود . مراد وجوب امکان و امتناع است . نام جایگاهی است که در شعر زید الخیل آمده
مترادف و متضاد
ingredients(اسم)
اجزاء، عناصر
واژه نامه بختیاریکا
( عناصر ( زیبایی سخن همانند اضافات و کنایات و ... ) ) تُم و تَهل