معانی کلمه : عملگر مشاهده پذیر
فرهنگ فارسی
عملگری هرمیتی که وقتی در فضای هیلبرت به بُردار حالت سامانهای فیزیکی اثر کند، مقدار کمیت اندازهپذیر متناظر به آن عملگر را به دست میدهد
فرهنگستان زبان و ادب
{observable operator} [فیزیک] عملگری هرمیتی که وقتی در فضای هیلبرت به بُردار حالت سامانه ای فیزیکی اثر کند، مقدار کمیت اندازه پذیر متناظر به آن عملگر را به دست می دهد
