( عمامة ) عمامة. [ع ِ م َ ] ( ع اِ ) زره خود که در زیر قلنسوه پوشند. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). مِغفَر. ( از لسان العرب ) ( از تاج العروس ) ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). || خود. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). بَیضة و خود. ( از لسان العرب ) ( از تاج العروس ) ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). || دستار سر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). از پوششهای سر، و مشهور است. ( از لسان ا...
فرهنگ عمید
شالی که دور سر می بندند، دستار.
فرهنگ معین
(عِ مِ ) [ ع . عمامة ] (اِ. ) دستار، پارچه ای دراز که دور سر پیچند.
دانشنامه آزاد فارسی
عَمامه(در عرف امروز عَمّامِه؛ نیز: دستار؛ مندیل) پوشش سر برای مردان؛ پارچه ای دراز و بلند که با شکلی خاص به دور سر پیچند. عمامه در میان اعراب (از دورۀ جاهلی به بعد) حکم تاج شاهان را داشته و مخصوص رؤسا و بزرگان عرب بوده است. هرگاه کسی را به ریاست برمی گزیدند بر سرش عمامۀ سرخ با تزیینات زربفت گوهرنشان، می گذاشتند و آن را تاج می نامیدند. عمامۀ اصلی پیامبر(ص) به رنگ سیاه از بُرد یمانی به نام «مرقانیه»...
فرهنگ فارسی
دستار، شال که دورسرببندند ( اسم ) پارچه ای دراز که دور سر پیچند دستار جمع : عمائم ( عمایم ) .
دانشنامه عمومی
نوعی کلاه
عَمّامَه یا دستار گونه ای سربند با سبک های گوناگون میان مردم خاورمیانه و شمال آفریقا و جنوب آسیاست. شخصی که عمامه بر سر دارد مُعَّمَم می گویند. در هندوستان نیز عمامه بسته می شود، و نیز در میانِ همهٔ روحانیان مسلمان در جهان گونه ای از آن بسته می شود. در سده های میانه، در جهان اسلام همهٔ مردان سعی می کردند عمامه یا دستار بر سر بگذارند؛ به طوری که نداشتنِ آن را نشانهٔ «مست بودن» «مرد ...
[ویکی فقه] عِمامه، پارچه به نسبت درازی که به دور سر می پیچند.از احکام مرتبط با آن در باب های طهارت ، صلات ، جهاد ، ظهار و ارث سخن گفته اند. بر سرنهادنبر سر نهادن عمامه در آغاز سفر ؛ هنگام رفتن پی حاجت، برای نماز جمعه و نماز عید ، بر خطیب نماز جمعه و عید و هنگام خروج از حمام ، مستحب است. آیا بر سر نهادن عمامه به طور مطلق در هر حال نیز استحباب دارد یا نه؟ جمعی قائل به استحباب آن شده اند. ← حکم بر سر...