علهجة. [ ع َ هََ ج َ ] (ع مص ) به آتش پوست نرم کردن جهت خاییدن و به حلق فروبردن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). نرم کردن پوست بر آتش برای جویدن و بلعیدن ، و این از خوراکها بود بهنگام قحطسالی و گرسنگی . (از لسان العرب ) (تاج العروس ) (متن اللغة).
( علهجة ) علهجة. [ ع َ هََ ج َ ] ( ع مص ) به آتش پوست نرم کردن جهت خاییدن و به حلق فروبردن. ( منتهی الارب ) ...