علن . [ ع َ ل َ ] (اِخ ) وادیی است در دیار بنی تمیم . (از معجم البلدان ).
علن . [ ع َ ل ِ ] (ع ص ) آشکار و هویدا. (ناظم الاطباء). ظاهر و منتشر و خلاف مخفی . (از اقرب الموارد).و متداول فارسی زبانان ، عَلَن . رجوع به عَلَن شود.
(عَ لِ) [ ع . ] (ص .) آشکار، هویدا.
(عَ لَ) [ ع . ] 1 - (مص م .) آشکار کردن ، پیدا کردن . 2 - (مص ل .) آشکار گردیدن .