عروض واژه ای عربی و به معنی فن سنجیدن شعر و شناختن وزن ها و بحرهای کلام منظوم با افاعیل عروضی و پیدا کردن اوزان اشعار برپایهٔ آن افاعیل است. به این دلیل این دانش را «عروض» نامیده اند که وزن شعر بر آن عرضه می شود. برابر پارسی چامه سنجی برای آن مناسب می نماید. درضمن، اصطلاح «عروض» به جزوِ آخر از مصراع یکم هر بیت شعر هم اطلاق می شود.وزن شعروزن شعر فارسیبحرمثنویخلیل بن احمد فراهیدی برای نخستین بار وزن...
مترادف و متضاد
prosody(اسم)
علم عروض، قواعد بدیعی و عروضی
دانشنامه اسلامی
[ویکی اهل البیت] آن را علم عروض خواندند که معروض ٌعلیه شعر است، یعنی شعر را بر آن عرض کنند تا موزون آن از ناموزون پدید آید و مستقیم از نامستقیم ممتاز گردد.(ع ص، اِ) شتر ماده ریاضت نایافته. کرانه و گوشه. ناحیه. راه در کوه. راه که در دامنه کوه و در تنگنا باشد. ج، عُرُض. مضمون کلام. فحوی و معنای کلام. عرفت فی عروض کلامه؛ از فحوی و معنی کلام او دانستم.از جایی که پیش آید کسی را وقت رفتن. مکانی که هنگام...