کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه علامت-گذاری | کلماتور
معانی کلمه : علامت گذاری
تلفظ بین المللی :
/aːlˈɑmatɡozˈɑri/
تلفظ :
[a:l'Amatgoz'ARi]
پیمایش سریع
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
علامت گذاری پویا
علامت گذاری هسته ای
علامت گذاری بینی
علامت گذاری قران
زبان علامت گذاری ابرمتن
علامت گذار
علامت گذاردن
مارک یا علامت دروغی گذاردن
علامت گزاری
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
فرهنگ عمید
۱. نشانه گذاری.
۲. (ادبی ) نقطه گذاری بر یک متن.
فرهنگ فارسی
نشانه گذاری ( در جاده ها سرحدها و غیره )
علامتگذاری فیزیکی مرزها با استفاده از نشانگر و ستون و نرده و دیوار و وسایل دیگر
مترادف و متضاد
marking
(اسم)
نشان، علامت گذاری، علامت سلاح، نشاندار سازی
branding
(اسم)
علامت گذاری
demarcation
(اسم)
علامت گذاری
فرهنگستان زبان و ادب
{demarcation of boundary, demarcation} [جغرافیای سیاسی] علامت گذاری فیزیکی مرزها با استفاده از نشانگر و ستون و نرده و دیوار و وسایل دیگر
کلمات مرتبط
علامت گذاری پویا
علامت گذاری هسته ای
علامت گذاری بینی
علامت گذاری قران
زبان علامت گذاری ابرمتن
علامت گذار
علامت گذاردن
مارک یا علامت دروغی گذاردن
علامت گزاری
نظرات