کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه عقیق-امود | کلماتور
معانی کلمه : عقیق امود
تلفظ بین المللی :
/ˈaːq1iq1 ˈaːmvad/
تلفظ :
['a:q1iq1 'a:mvad]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
عقیق آمود
عقیق
عقیق ابلق
عقیق اگین
عقیق جگری
عقیق رنگ
عقیق رومی
عقیق روی
عقیق مذاب
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( عقیق آمود )
عقیق آمود. [ ع َ ] ( ن مف مرکب ) به عقیق آمیخته. آمیخته به عقیق :
در گنجینه را گرفتم زود
تا کنم لعل را عقیق آمود.
نظامی.
فرهنگ فارسی
( عقیق آمود )
به عقیق آمیخته آمیخته به عقیق
کلمات مرتبط
عقیق آمود
عقیق
عقیق ابلق
عقیق اگین
عقیق جگری
عقیق رنگ
عقیق رومی
عقیق روی
عقیق مذاب
نظرات