عقیدة. [ ع َدَ ] (ع اِ) عقیدةالرجل ؛ دین و مذهب مرد که اعتقاد آن دارد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). گویند له عقیدة حسنة؛ یعنی او راست دینی سالم و بیرون از شک . وعقائد را چیزهایی دانند که نفس اعتقاد در آن قصد شده باشد بدون عمل . عقیدت . عقیده . و رجوع به عقیدت و عقیده شود. || آنچه دل بر آن بسته شده باشد. || ضمیر و دل . (از اقرب الموارد). ج ، عَقائد. (اقرب الموارد). || حلوا. (دهار)....
فرهنگ عمید
۱. دین، ایمان، مذهب. ۲. رٲی. ۳. آنچه انسان به آن اعتقاد دارد، باور. ۴. آنچه انسان در دل و ضمیر خود نگه می دارد.
فرهنگ معین
(عَ دَ یا دِ ) [ ع . عقیدة ] (اِ. ) نک عقیدت .
فرهنگ فارسی
عقیدت:دین، ایمان، مذهب، رای، باور، آنچه که انسان دردل وضمیرخودنگاهدارد، آنچه که انسان به آن اعتقاددارد عقیده عقیدت هر چیز که شخص بدان اعتقاد دارد و یقین بر آن دارد و نمشته و پنداشتی
دانشنامه عمومی
عقیده قضاوت، دیدگاه یا بیانیه ای در موردِ مسائل معمول در نظر گرفته می شود و نتیجهٔ احساسات یا تفسیر حقایق است. آنچه واقعیت را از عقیده متمایز می کند اینست که حقایق قابل اثبات هستند، یعنی حقیقت بطور عینی ثابت شده و رخ داده است.سرمقالهمعرفت شناسینظرسنجیاعتقادبرای نمونه: در مقابلِ عقیدهٔ "آمریکا در جنگ ویتنام درگیر شد" می تواند عقیدهٔ "آمریکا حق داشت در جنگ ویتنام درگیر شود" قرار داشته باشد. عقیده مم...