کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه عقور | کلماتور
معانی کلمه : عقور
تلفظ بین المللی :
/ˈoq1uːr/
تلفظ :
['oq1u:R]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ذنب العقرب
ذوی العقول
راس العقرب
رماح العقرب
روضه العقول
سهل العبور
سواره روِ عبوری
ساعت عقرب
شیب غیرقابل عبور
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
عقور.
[ ع ُ ] (اِخ ) نام جایگاهی است . (از معجم البلدان ) (از منتهی الارب ).
عقور. [ع َ ] (ع ص ) سگ گزنده . (منتهی الارب ). حیوانی که بگزد.(از اقرب الموارد). ضد انوس . ج ، عُقُر : دهر بی منفعت خری است پلیدچرخ بی عافیت سگی است عقور. مسعودسعد.در عمارتها سگانند و عقوردر خرابیهاست کنج عزّ و نور. مولوی .|| گزنده ٔ ذی روح است و بس . (منتهی الارب ). گویند عقور بر...
فرهنگ عمید
ویژگی سگی که گاز می گیرد، هار.
فرهنگ معین
(عَ ) [ ع . ] (ص . ) گزنده ، گاز گیرنده .
فرهنگ فارسی
گزنده، گازگیرنده، سگ گزنده
( صفت ) گزنده ( سگ و جز آن ) گاز گیرنده .
نام جایگاهی است
کلمات مرتبط
ذنب العقرب
ذوی العقول
راس العقرب
رماح العقرب
روضه العقول
سهل العبور
سواره روِ عبوری
ساعت عقرب
شیب غیرقابل عبور
نظرات