عقوبت. [ ع ُ ب َ ] ( ع اِ ) عقوبة. شکنجه و عذاب و جزای کار بد و گناه. سیاست. تنبیه. ( فرهنگ فارسی معین ). بادآفراه. بادافراه. بادافره. پادآفراه. پادافره. پادافره. تِباعة. تَبِعة. رِجس. عِقاب. کیفر.مُثلَة. مَثُلَة. مِحال. نفس نقمة. نِکال. و رجوع به عقوبة شود : پس گفت [ حسنک ] من خطا کرده ام و مستوجب هر عقوبت هستم. ( تاریخ بیهقی ص 182 ). هر چه در خشم فرمان دهم آن را امضا نکنند تا... اگر آن خشم را......
فرهنگ عمید
سزای گناه و بدی، شکنجه.
فرهنگ معین
(عُ بَ ) [ ع . عقوبة ] (اِ. ) کیفر، شکنجه .
فرهنگ فارسی
سزای گناه وبدی، شکنجه ( اسم ) ۱ - شکنجه عذاب . ۲ - جزای کار بد و گناه سیاست تنبیه .
[ویکی فقه] عقوبت یا مجازات عبارت است از جزای عمل بد انسان. مجازات یکی از قدیمی ترین نهادهای بشری است و در بیشتر ادیان، جایگاهی محکم و دیرینه دارد. از این مسأله در ابواب مختلفی در فقه اسلامی نیز بحث شده است.عقوبت یا کیفر به معنای جزای سیئات و اعمال قبیح انسان می باشد. اقسامعقوبت دوگونه است: اخروی و دنیوی.عقوبت اخروی عبارت است از انواع عذاب در جهان واپسین که خدای تعالی از آن خبر داده است و دامن گیر ...