Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عقص

تلفظ بین المللی : /ˈaːq1s/ تلفظ :‌ ['a:q1s]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه اسلامی
  • عقصاء
  • عقصه
  • رخوت زای عصبی
  • امام عصر
  • زبد العصافیر
  • زبل العصافیر
  • ستیغ عصبی
  • شق عصا
  • صاحب العصر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

عقص . [ ع ُ ق َ ] (ع اِ) ج ِ عُقصة. (اقرب الموارد). رجوع به عُقصة شود.

عقص . [ ع ِ ق َ ] (ع اِ) ج عِقصة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به عقصة شود.

عقص . [ ع ُ ] (ع ص ، اِ) ج ِ عَقصاء. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به عَقصاء شود. || ج ِ أعقص . (ناظم الاطباء). رجوع به اعقص شود....

فرهنگ فارسی

شکنبه مرد زفت

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] عَقْص به بافتن و تابیدن موهای سر گفته می شود.لغویان عقص را بر گردآوردن موها در میانه سر و بستن آنها؛ گردآوردن موها در وسط سر و بافتن و تابیدن آنها؛ تابیدن موها و داخل کردن انتهای آن ها در بن مو و گرفتن بخشی از موها و تابیدن و بستن آن ها و سپس رها کردن در پشت سر معنا کرده اند. برخی آن را به بافتن موها و قرار دادن آن ها همانند توده ای در جلوی سر بر روی پیشانی تعریف کرده اند. به موهایی که ...

کلمات مرتبط

  • عقصاء
  • عقصه
  • رخوت زای عصبی
  • امام عصر
  • زبد العصافیر
  • زبل العصافیر
  • ستیغ عصبی
  • شق عصا
  • صاحب العصر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات