Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عقد

تلفظ بین المللی : /ˈaːq1d/ تلفظ :‌ ['a:q1d]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره
  • عقد الانامل
  • عقد انامل
  • عقد بستن
  • عقد بستگی
  • عقد بند
  • عقد رو
  • عقد روان
  • عقد زفاف
  • عقد نامچه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

عقد. [ ع َ ق َ ] (اِخ ) قبیله ای است از بجیلة یا از یمن ، بشربن معاذ و ابوعامر عبدالملک بن عمرو از این قبیله اند. (منتهی الارب ).

عقد. [ ع ُ ق َ / ع َ ق ِ ] (اِخ ) موضعی است میان بصره و ضربة. (منتهی الارب ) (از معجم البلدان ).

عقد. [ ع َ ق َ ] (ع مص ) گره گرفتن زبان . (از م...

فرهنگ عمید

عقده#NAME?

قلاده؛ گلوبند؛ گردن‌بند.
⟨ عقد ثریا: (نجوم) چند ستارۀ درخشان در صورت فلکی ثور که صورت گردن‌بندی را تشکیل داده؛ پروین.

۱. جملاتی که با خواندن آن دو نفر زن و شوهر می‌شوند؛ صیغۀ ازدواج.۲. مراسمی که در آن این صیغه خوانده می‌شود؛ مراسم خواندن صیغۀ نکاح.۳. عهد؛ پیمان: عقد اخوت.۴. (اسم مصدر) بستن؛ گره زدن؛ محکم کردن.۵. [مجاز] معضل؛ مشکل؛ پیچیدگی.⟨ عقد بستن: (مصدر لازم) [ق...

فرهنگ معین

(عُ قَ) [ ع . ] (اِ.) ج . عقده .

(عِ) [ ع . ] (اِ.) گردن بند. ج . عقود.

(عَ قْ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) بستن ، گره زدن . 2 - عهد و پیمان بستن . 3 - (اِ.) عهد،پیمان .

(عِ ) [ ع . ] (اِ. ) گردن بند. ج . عقود.
(عُ قَ ) [ ع . ] (اِ. ) ج . عقده .
(عَ قْ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) بستن ، گره زدن . ۲ - عهد و پیمان بستن . ۳ - (اِ. ) عهد،پیمان .

دانشنامه آزاد فارسی

(در لغت به معنای گره و پیوند و محکم کردن دو چیز با یکدیگر) در حقوق، منظور پیوستن و گره خوردن دو اراده (یا چند اراده) و توافق ایشان برای ایجاد تعهد. مادۀ ۱۸۳ قانون مدنی در تعریف عقد می گوید: «عقد عبارت است از این که یک یا چند نفر در مقابل یک یا چند نفر دیگر، تعهد بر امری نمایند و مورد قبول آن ها باشد». مانند بیع، اجاره، صلح، رهن و انواع قراردادها و معاملات. این تعریف از فقه گرفته شده و سعی شده با م...

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع عقده گره ها .
موضعی است میان بصره و ضریه

دانشنامه عمومی

عقد ممکن است به این موارد اشاره داشته باشد:
عقد نکاح٬ یا پیمان زناشوئی
خطبه عقد
قرارداد ٬ قرارداد
wiki: عقد

مترادف و متضاد

بند

بند، پیوند، گره

گردن‌بند، گلوبند

۱. گردنبند، گلوبند
۲. بند

بستن، پیمان‌بستن، عهدبستن، گره‌زدن

۱. بند، پیوند، گره
۲. بستن، پیمانبستن، عهدبستن، گرهزدن

knot (اسم)خفت، عقد، منگوله، گره، عقده، مشکل، غده، برکمدگی، دژپیه، چیز سفت یا غلنبه، گره دریاییagreement (اسم)توافق، پیمان، سازش، موافقت، قرار، قبول، عهد، قرارداد، معاهده، عقد، مطابقهء نحوی، معاهده و ...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی عُقَدِ: گره ها - جمع عقده (در عبارت "ﭐلنَّفَّاثَاتِ فِی ﭐلْعُقَدِ " منظور از دمنده ها در گره ها داستانی است که در الدر المنثور که از تفاسیر اهل سنت است هم آمده به این ترتیب که مردی یهودی رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) را جادو کرد ، و در نتیجه آن حضرت بیمار...معنی زِّنَیٰ: زنا - جماع ونزدیکی بدون عقد یا بدون شبه عقد یا بدون خرید کنیز استمعنی لَا تُمْسِکُواْ بِعِصَمِ ﭐلْکَوَافِرِ...

فرهنگ فارسی ساره

گواه گیران، پیمان، پیوند زناشوی


کلمات مرتبط

  • عقد الانامل
  • عقد انامل
  • عقد بستن
  • عقد بستگی
  • عقد بند
  • عقد رو
  • عقد روان
  • عقد زفاف
  • عقد نامچه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات