عقاب . [ ع ُ ] (اِخ ) (تبق الَ ...) موضعی است به جحفه . (منتهی الارب ).
عقاب . [ ع ُ ] (اِخ ) شهرکی است [ به عربستان ] با نعمت و مردم بسیار. (حدود العالم ).
عقبه#NAME?
سزای گناه و کار بد کسی را دادن؛ جزای کردار بد؛ عذاب.
۱. (زیستشناسی) پرندۀ شکاری بزرگ با چنگالهای قوی و چشمهای تیزبین که جانوران کوچک از قبیل خرگوش یا روباه را شکار میکند.
۲. (نجوم) از صورتهای فلکی نیمکرۀ شمالی است.
(عِ) [ ع . ] 1 - (مص م .)کیفر دادن ، شکنجه دادن . 2 - (اِمص .) شکنجه ، عذاب .
( عُ) [ ع . ] (اِ.) 1 - پرنده ای است شکاری با جثه ای بزرگ دارای منقاری خمیده ،چشم هایی تیزبین و چنگال هایی نیر ومند. 2 - صورت فلکی بزرگی در آسمان استوا و در کهکشان راه شیری به شکل لوزی نسبتاً بزرگی که روشن ترین ستارة آن نَسر طایر نام دارد.
صورت فلکی در استوای آسمان که ستارۀ پرنور نسرِ طایر در آن قرار دارد
تکیه ای: oloh
طاری: olof
طامه ای: oqâb
طرقی: (h)olof
کشه ای: oqâb
نطنزی: oqâb
آلغ، آله، شاهین
بازپرسی، تنبیه، مواخذه، مجازات
شهباز، آگفت