کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه عطریات | کلماتور
معانی کلمه : عطریات
تلفظ بین المللی :
/aːtrˈiɑt/
تلفظ :
[a:tR'iAt]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
عطیات
محمد عطریانفر
عطریا
اثنا عشریات
عاریات
عطرات
زهره عطریانفر
عطیات قنا
الاثنا عشریات
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
عطریات. [ ع ِ ری یا ] ( ع اِ مرکب ) ج ِ عطریة. بویهای خوش. خوشبویها. ( ناظم الاطباء ). مشک ، عنبر، عبیر، غالیه ، کافور، ند، مشک ، زباد و گلاب. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به عطریة شود.
فرهنگ عمید
خوش بوها، بوهای خوش، چیزهای عطردار.
فرهنگ فارسی
( صفت ) مونث عطری جمع عطرات .
مترادف و متضاد
perfumery
(اسم)
عطر سازی، عطاری، عطریات، عطر فروشی
کلمات مرتبط
عطیات
محمد عطریانفر
عطریا
اثنا عشریات
عاریات
عطرات
زهره عطریانفر
عطیات قنا
الاثنا عشریات
نظرات