عطابخش. [ ع َ ب َ ] ( نف مرکب ) بخشنده عطا. جوانمرد. سخی. گشاده دست. ( ناظم الاطباء ) : مردیست سخاپیشه و مردیست عطابخش با خلق نکوکار بکردار و به گفتار.فرخی.ای عطابخش پذیرنده و خواهنده سپاس رأی تو خوبی و آئین تو فضل و احسان.فرخی.من ثناگوی بزرگانم و مداح ملوک خاصه مدحتگر آن راد عطابخش کریم.فرخی.چو خط دست عطابخش تو به زیبایی کدام جعد مسلسل کدام زلف وغیش.اسدی.ثنانیوش و عطابخش باش از پی آنک ثنانیوش و ...