کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه عضو-بدن | کلماتور
معنی کلمه : عضو بدن
تلفظ بین المللی :
/ˈozv bˈadan/
تلفظ :
['ozv b'adan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
قطع عضوی از بدن
تیر کشیدن عضوی از بدن
در رفتن عضوی از بدن خصوصا اندام غضروف و مفاصل
عضو
عضو بره
عضو خرپا
عضو اتحادیه
عضو ارتش
عضو ارشد
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
organ
(اسم)
الت، وسیله، اندام، عضو، ارغنون، عضو بدن، ارگان، ارگ
limb
(اسم)
شاخه، عضو، عضو بدن، دست یا پا، قطع کردن عضو، اندام زبرین، اندام زیرین
کلمات مرتبط
قطع عضوی از بدن
تیر کشیدن عضوی از بدن
در رفتن عضوی از بدن خصوصا اندام غضروف و مفاصل
عضو
عضو بره
عضو خرپا
عضو اتحادیه
عضو ارتش
عضو ارشد
نظرات