معانی کلمه : عصفور
لغت نامه دهخدا
عصفور. [ ع ُ ] (اِخ ) نام او حسین بن محمدبن احمدبن عصفور شاخوری بحرانی است . او فقیه قرن دوازدهم هجری می باشد. رجوع به حسین عصفوری و عصفوری (حسین بن ...) شود.
فرهنگ عمید
۱. = گنجشک
۲. هر پرندۀ کوچک تر از کبوتر.
۲. هر پرندۀ کوچک تر از کبوتر.
فرهنگ معین
(عُ ) [ ع . ] (اِ. ) گنجشک . ج . عصافیر.
فرهنگ فارسی
گنجشک، هرپرنده کوچکترازکبوتر
( اسم ) ۱ - گنجشک . ۲ - هر پرنده کوچک جثه پر صفیر جمع عصافیر .
نام او حسین بن محمد بن احمد بن عصفور شاخوری بحرانی است او فقیه قرن دوازدهم هجری میباشد
( اسم ) ۱ - گنجشک . ۲ - هر پرنده کوچک جثه پر صفیر جمع عصافیر .
نام او حسین بن محمد بن احمد بن عصفور شاخوری بحرانی است او فقیه قرن دوازدهم هجری میباشد
دانشنامه عمومی
به پرنده ای می گویند که از کبوتر کوچک تر باشد.
