عصبیت. [ ع َ ص َ بی ی َ ] ( ع اِمص ) عَصَبیّة. حمایت و طرفداری و مدافعه از کسی که خود را به شخص بستگی داده و یا شخص بدان بستگی دارد. ( ناظم الاطباء ). تعصب ،و اصل آن ، خصلتی است منسوب به عَصَبة که آن خویشان شخص باشند از جانب پدر، و در واقع آنان کسانی هستند که از حریم جد اعلای خود دفاع کنند: نَبض َ منه عرق ُ العصبیة؛ عصبیت او شعله ور شد و به هیجان آمد. ( از اقرب الموارد ). طرفداری و استواری و خویشا...
فرهنگ عمید
۱. تعصب. ۲. [قدیمی، مجاز] خصومت، تعصب آلود.
فرهنگ معین
(عَ صَ یَّ ) [ ع . عصبیة ] (مص جع . ) تعصب .
فرهنگ فارسی
شدت ارتبا وتعلق ش ص بقوم وجماعت یامرام ومسلک خودوتعصب وکوشش درحفظوحمایت آن ( مصدر ) حمیت تعصب : عصبیت دین و غیرت پادشاهانه باعث آن شد که حضرت صاحبقرانی عزم گرجستان جزم فرموده ...
[ویکی فقه] عصبیّت در دو معنا بکار رفته است. ۱. جانبداری؛ ۲. دشمنی شدید.از آن به مناسبت در باب امر به معروف و نهی از منکر و شهادات سخن گفته اند.معنای لغویعصبیّت عبارت است از طرفداری و هواخواهی یا دشمنی شدید نسبت به شخص، گروه و یا امری.نهی از تعصب در روایاتدر روایات بسیاری از تعصب ورزیدن نهی شده است. در حدیثی از امام صادق علیه السّلام آمده است: «کسی که تعصب بورزد یا دیگری به نفع او تعصب ورزد (و او ن...