عشواء. [ ع َش ْ ] ( ع ص ) مؤنث أعشی ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد )، یعنی شب کور و ضعیف البصر و آنکه شب نمی بیند و روز می بیند. ( ناظم الاطباء ). رجوع به اعشی شود. || شتر ماده ای که پیش پای خودنبیند. ( منتهی الارب ). ناقه ای که جلو خود را نبیند وهنگام راه رفتن دست بر هر چیزی گذارد. ( از اقرب الموارد ) : چون اشتر عشواء قدم در جر و جوی مینهادم و چون مست شیدا در شب یلدا بر در و دیوار می افتادم. ( ...