عشار. [ ع ِ ] (اِ) از درختان کائوچوکی ایران است که بنام اِستَبْرَق مشهور است . رجوع به استبرق شود.
عشار. [ ع ُ ] (ع ص ، ق ) دهگان ، و آن معدول است از عشرة: جاؤوا عشارعشار؛ دهگان دهگان . (منتهی الارب ). دهگان دهگان . (دهار). معدول است از عشرةعشرة، بصورت نکره ، و آن غیرمنصرف است بجهت وصف و عدل . گویند: جاء القوم عشار؛ یعنی آن گروه ده ده آمدند. (از اقرب المو...
فرهنگ عمید
ده یک گیرنده.
فرهنگ فارسی
دهگان و آن معدول است از عشره
دانشنامه عمومی
عشار (دهستان). عشار (در عربی: عُشَار )دهستانی است در ناحیهٔ (قریة عامرة) ، (أعشار) نیز نامیده شده است، در جنوب شرقی صنعاء واقع شده است. و از توابع استان صَنعاء، در کشور یمن در شبه جزیره عربستان.روستاها: العَتَاشروستاها: عَسَمروستاها: العِسلمروستاها: أبُوعَشّالروستاها: عَشَبجمعیت این دهستان در حدود ( ۹۷۶۵ ) نفر و (۱۸ خانوار ) می باشد.روستاهای توابع این دهستان عبارتند از:wiki: عشار (دهستان)...
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] عَشّار به معنای فرد باج خواه می باشد.در گذشته عشّار به کسی می گفتند که به دستور حاکم ستمگر بابت عوارض و مالیات ورود کالاهای بازرگانان به مرزها و شهرها، ده یک آن اموال را از آنان دریافت می کرد. کاربرد فقهیعنوان یاد شده در روایات آمده و به مناسبت در برخی ابواب فقهی، مانند تجارت به کار رفته است.حکم عشاریعشّاری حرام است و عشّار بر حسب آنچه در روایات آمده ملعون و از جمله کسانی است که دعایشان...