معانی کلمه : عسلی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. ویژگی آنچه به رنگ عسل یا شبیه عسل است.
۲. (اسم ) پارچۀ زردرنگی که در قدیم یهودیان برای امتیاز از مسلمانان بر شانۀ لباس خود می دوختند، زردپاره، پاره زرد، جهودانه.
۳. (اسم، صفت ) میز کوچک چهارپایه که معمولاً کنار یا جلو مبل می گذارند.
۲. (اسم ) پارچۀ زردرنگی که در قدیم یهودیان برای امتیاز از مسلمانان بر شانۀ لباس خود می دوختند، زردپاره، پاره زرد، جهودانه.
۳. (اسم، صفت ) میز کوچک چهارپایه که معمولاً کنار یا جلو مبل می گذارند.
فرهنگ معین
(عَ سَ ) [ ع - فا. ] (ص نسب . ) ۱ - به رنگ عسل . ۲ - پارچة زردی که یهودی ها برای مشخص بودن از مسلمانان بر شانة لباس خود می دوختند. ۳ - میز کوچک .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
مانند عسل، آغشته به عسل
میز کوتاه و کوچک و قابل حمل کردن
دانشنامه عمومی
عسلی (سرده). عسلی (نام علمی: Cerinthe) نام یک سرده از تیره گاوزبانیان است.
wiki: عسلی (سرده)
جملات نمونه
تخم مرغ عسلی
soft-boiled (egg)
