کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه عزهل | کلماتور
معانی کلمه : عزهل
تلفظ بین المللی :
/ˈaːzhal/
تلفظ :
['a:zhal]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
رب العزه
عزال
عزالدوله
عزالدین
عزالدین زنجانی
عزالدین قسام
عزالدین قطبی
عزالدین کاشانی
عزل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
عزهل .
[ ع ِ هََ ل ل ] (ع ص ) فارغ از هر چیزی . (منتهی الارب ). فارغ . (اقرب الموارد).
عزهل . [ ع ِ هَِ ] (ع ص ، اِ) مرد دودله و مضطرب . (منتهی الارب ). مرد مضطرب . (از اقرب الموارد). || کبوتر یا چوزه ٔ آن . (منتهی الارب ). ذکر و نر از کبوتر،و گویند جوجه ٔ آن . (از اقرب الموارد). عَزهَل . و رجوع به عَزْهَل شود. || درگذرنده و پیشی گیرنده ٔ شتاب رو. (منتهی ا...
فرهنگ فارسی
فارغ از هر چیزی فارغ
کلمات مرتبط
رب العزه
عزال
عزالدوله
عزالدین
عزالدین زنجانی
عزالدین قسام
عزالدین قطبی
عزالدین کاشانی
عزل
نظرات