کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه عزلت-گزین | کلماتور
معانی کلمه : عزلت گزین
تلفظ بین المللی :
/ʔˈozlat ɡˈozin/
تلفظ :
[?'ozlat g'ozin]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
زن عزلت گزین
عزلت گزینی
عزلتگزین
عزلت
عزلت دوست
عزلت نشین
عزلت کشیده
عزلت گرفتن
عزلت گزیدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
عزلت گزین. [ ع ُ ل َ گ ُ ] ( نف مرکب ) عزلت گزیننده. آنکه عزلت و تنهائی و گوشه نشینی و خلوت را دوست میدارد. ( ناظم الاطباء ). گوشه نشین. معتزل. منزوی. || عابد و مرتاض. ( آنندراج ). عزلت دوست. و رجوع به عزلت دوست شود.
فرهنگ عمید
عزلت گزیننده، گوشه نشین.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) آن که عزلت اختیار کند گوشه نشین .
کلمات مرتبط
زن عزلت گزین
عزلت گزینی
عزلتگزین
عزلت
عزلت دوست
عزلت نشین
عزلت کشیده
عزلت گرفتن
عزلت گزیدن
نظرات