عزا. [ ؟زْ زا ] (اِخ ) (بمعنی قوه ) صاحب بوستانی است که در نزدیکی اورشلیم بود و همانجا که قبر منسی و پسرش آمون شهریار یهودا واقع بوده است . و موضع آن بوستان معلوم نیست . (از قاموس کتاب مقدس ).
عزا. [ ع ِزْ زا ] (اِخ ) (کفر...) ناحیه ای است از اعمال موصل . و احتمال میرود که آن مأخوذ از عز بمعنی باران شدید باشد و الف آن تأنیث راست . و در این صورت مفهوم آن ...
فرهنگ عمید
۱. اندوه شدید بر اثر مرگ کسی، سوگ، ماتم. ۲. (اسم مصدر ) عزاداری کردن، سوگواری.
فرهنگ معین
(عَ ) [ ع . عزاء ] ۱ - (مص ل . ) شکیبایی کردن . ۲ - (اِمص . ) صبر و شکیبایی ، شکیبایی در مصیبت . ۳ - سوگواری . ۴ - (اِ. ) در فارسی به معنای سوگ ، ماتم .
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) شکیبایی کردن. ۲ - ( اسم ) شکیبایی در مصیبت . ۳ - سوگواری تعزیت . ۴ - ( اسم ) سوگ ماتم . و او صاحب بوستانی است در نزدیکی اورشلیم بود و همانجا که قبر منسی و پسرش آمون شهریار یهودا واقع بوده است و موضع آن بوستان معلوم نیست
[ویکی الکتاب] معنی عِزّاً: نیرو و شوکت و آسیبناپذیری(در اصل کلمه عزت به معنای نایابی است ، وقتی میگویند فلان چیز عزیز الوجود است ، معنایش این است که به آسانی نمیتوان بدان دست یافت ، و عزیز قوم به معنای کسی است که شکست دادنش و غلبه کردن بر او آسان نباشد ، بخلاف سایر افراد قوم ،...معنی أَزّاً: جنبانیدن-تحریکریشه کلمه: عزز (۱۱۹ بار)wikialkb: عِزّا...