دانا، شناسنده، آشنابچیزی، نقیب، کارگزارقوم ( صفت ) ۱ - شناسنده عارف آشنا ۲ - کارگزار قوم جمع عرفائ . ابن مدرک محدث بود
دانشنامه عمومی
عریف (روستا). عریف (در عربی: العَریف )نام روستایی است در دهستان بَنُو العَوّام از توابع استان حَجّه در کشور یمن در شبه جزیره عربستان.المقحفی، ابراهیم، احمد ، (مُعجَم المُدُن وَالقَبائِل الیَمَنِیَة) ، منشورات دار الحکمة، صنعاء، چاپ وانتشار سال ۱۹۸۵ میلادی به (عربی).جمعیت آن (۱۰۷ ) نفر (۹ خانوار) می باشد.wiki: عریف (روستا)...
مترادف و متضاد
۱. عارف، شناسا ۲. آشنا
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] عَریف، به سرشناس قبیله یا گروهی از مردم و آگاه از احوال آنان و یا رئیس را می گویند.به کسی که عهده دار امور قبیله یا گروهی از مردم است و حاکم از طریق او از اوضاع و احوال آنان مطلع می شود، عریف گویند. کاربرد فقهیاز آن در باب های زکات و جهاد سخن گفته اند.← در باب زکات ۱. ↑ لسان العرب، ج۹، ص۲۶۳. ...wikifeqh: عریف...