Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عروسی

تلفظ بین المللی : /arˈusi/ تلفظ :‌ [aR'usi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • عروسی رفتن
  • عروسی کردن
  • عروسی دوباره
  • عروسی کردن با
  • عروسی کرده
  • عروسی خون
  • عروسی فیگارو
  • عروسی 77
  • عروسی از شمال
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

عروسی . [ ع َ ] (اِخ ) احمدبن موسی بن داود عروسی ، ملقب به شهاب الدین . از فضلای مصر بود و در منیة عروس ، از توابع منوفیه ٔ مصر متولد شد و به سال 1208 هَ .ق . درگذشت . او راست : حاشیة علی الملوی علی السمرقندیة، و شرح علی نظم التنویر فی اسقاط التدبیر. (از الاعلام زرکلی ).

عروسی . [ ع َ ] (اِخ ) نام او مصطفی بن محمدب...

فرهنگ عمید

۱. ازدواج.
۲. (اسم ) جشنی که به مناسبت ازدواج دو نفر برگذار می شود.

فرهنگ معین

(عَ ) [ ع - فا. ] (حامص . ) ۱ - جشنی که به هنگام ازدواج برپا کنند. ۲ - همسری دختر یا زنی با مرد.

فرهنگ فارسی

۱ - همسری دختر یا زنی با مردی بیوگانی . ۲ - جشنی که به هنگام ازدواج بر پا کنند . یا عروسی قریش . مجلس تعزیه ای زنانه که هنوز مراسم آن در میان زنان تهران و برخی از شهرستان ها متداول است و در آن عروسی دختری از قبیله قریش و عروسی فاطمه دختر رسول ص را تجسم دهند .نام او مصطفی ابن محمد بن احمد بن موسی عروسی است او فقیه شافعی مذهب مصری بود و بسال ۱۲۱۳ قمری متولد شد و در سال ۱۲۸۱ قمری عهده دار مشیخه الازه...

دانشنامه عمومی

عروسی، سور، پیوگانی مراسمی سنتی یا آیینی است که طی آن آغاز یک ازدواج و زندگی مشترک یک زوج جشن گرفته می شود. این مراسم در کشورها و فرهنگ ها، ادیان و مذاهب، گروه های قومی و حتی طبقات اجتماعی گوناگون، به اشکال مختلفی برگزار می گردد. جشن عروسی از مبحث کارکردی ازدواج جدا بوده و بخش قانونی و کارکردی ازدواج در کشورهای گوناگون، معمولاً در دفاتر قانونی انجام می شود.ازدواجعروسدامادشب زفافسفره عقدحنابندانچند...

مترادف و متضاد

ازدواج، بیوگانی، زفاف، زناشویی، مزاوجت، مناکحت، مواصلت، نکاح، وصلت ≠ عزا، طلاق

marriage (اسم)اتحاد، پیمان ازدواج، جشن عروسی، عروسی، ازدواج، نکاح، زناشویی، یگانگیwedding (اسم)عقد، عروسیnuptial (اسم)عروسیespousal (اسم)نامزدی، عروسیnuptials (اسم)عروسیspousal (اسم)عروسی، ازدواج، زفافhymen (اسم)عروسی، پرده بکارت، ازدواج، سرود عروسی، دخترگیmatrimony (اسم)عروسی، ازدواج، نکاح، زناشوییwedlock (اسم)عر...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] عروسی، به بردن عروس به خانه داماد و یا شب زفاف را می گویند.علاوه بر شناسه، به جشن و مراسمی که برای بردن عروس به خانه داماد ویا هنگام ازدواج برپا می کنند نیز عروسی گفته می شود. کاربرد فقهیاز احکام آن در باب نکاح و به مناسبت در باب تجارت و شهادات سخن گفته اند.آداب عروسیمستحب است عروس شبانه به خانه داماد برده شود. مستحب است شب زفاف، داماد از همسر خود بخواهد قبل از همبستر شدن دو رکعت نماز ب...

فرهنگ فارسی ساره

اروس

واژه نامه بختیاریکا

بهیگ بَرُو
دیمبل دیمبو؛ ( دینگِل دینگَو )

کلمات مرتبط

  • عروسی رفتن
  • عروسی کردن
  • عروسی دوباره
  • عروسی کردن با
  • عروسی کرده
  • عروسی خون
  • عروسی فیگارو
  • عروسی 77
  • عروسی از شمال
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات