Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عروس

تلفظ بین المللی : /ˈarus/ تلفظ :‌ ['aRus]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • عروس ارا
  • عروس ارای
  • عروس الشام
  • عروس باز
  • عروس بازی
  • عروس بر
  • عروس بینی
  • عروس حمام بر
  • عروس خانه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

عروس . [ ع َ ] (اِخ ) (وادی الَ ...) موضعی است نزدیک مدینه . (منتهی الارب ).

عروس . [ ع َ ] (اِخ ) قلعه ای است به یمن . (از منتهی الارب ). از قلعه ها و حصون بحار است در یمن . (از معجم البلدان ).

عروس . [ ع َ ] (اِخ ) (تیم ...) نام تیمی بوده است ظاهراً به بخارا. (یادداشت مرحوم دهخدا) : دریغ تیم عروس و دریغ تیم ملک ک...

فرهنگ عمید

۱. زنی که تازه ازدواج کرده.۲. زن نسبت به خانوادۀ شوهرش، زن پسر یا زن برادر.۳. (صفت ) [مجاز] هر چیز بسیار زیبا، آراسته، خوب.* عروس پس پرده: = کاکنه* عروس چرخ: [مجاز] خورشید.* عروس خاوری: [مجاز] = * عروس چرخ* عروس روز: [مجاز] = * عروس چرخ* عروس فلک: [مجاز] = * عروس چرخ* عروس دریایی: (زیست شناسی ) جانوری سخت پوست با بدنی شفاف و چتری که در اطراف بدنش شاخک های بسیار دارد....

فرهنگ معین

(عَ ) [ ع . ] ۱ - (اِ. ) زنِ تازه شوهر کرده . ج . عرائس . ۲ - در فارسی : زنِ پسر. ۳ - (ص . ) بهترین ، زیباترین . ،~ هزار داماد کنایه از: دنیا و بی وفایی آن .

فرهنگ فارسی

یا [ جواهر التفسیر لتحفه الامیر ] تفسیریست بفارسی تالیف حسین کاشفی که آنرا برای امیر علیشیر نوایی تالیف کرده و در اول آن علوم و فنون متعلق بتفسیر را با ۲۲ عنوان ضمن ۴ اصل آورده و ظاهرا با تمام آن موفق نشده و از اول قر آن تا آیه ۸۴ سوره نسا تفسیر کرده و آن زیاده بر پنجاه هزار بیت است و آنرا تفسیر است زهراوین نیز گویند که تفسیر دو سوره کامل بقره و آل عمران است. مولف آنرا بنام [ مختصر ] تاخیص کرده اس...

دانشنامه عمومی

در تالشی عروس را,,وی,,vay گویند

عروس یا پیو به زن در شب ازدواج گفته می شود. نوع و کیفیت مراسم ازدواج و پوشش عروس و داماد (همسر عروس) به فرهنگ و آداب جامعه بستگی دارد. امروزه لباس توری و سپید رنگ در بسیاری از کشورها مرسوم است.شاهزاده الیزابت ساکسن آلتنبورگ در لباس عروسی، آوریل ۱۸۸۴   تابلوی نامزدی اثر ژول ژوزف لفوره   یک عروس ژاپنی در یک معبد شینتو   مراسم عرو...

گویش اصفهانی

تکیه ای: ârus
طاری: oris
طامه ای: ârus
طرقی: orüs
کشه ای: oris
نطنزی: ârus

مترادف و متضاد

لعبت

بیو، بیوگ ≠ داماد

۱. بیو، بیوگ
۲. لعبت ≠ داماد

bride (اسم)
عروس، تازه عروس

dauthorghter-in-law (اسم)
عروس

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] عروس، همسر پسر را گویند.از احکام مرتبط با آن در باب نکاح سخن گفته اند.احکامعروس بر پدر شوهرش مَحرم است؛ از این رو، ازدواج پدر شوهر با او حرام خواهد بود. این حکم برای پدر پدرشوهر و هرچه بالاتر رود نیز ثابت است؛ چنان که در ثبوت حکم یاد شده تفاوتی میان پدر شوهر نسبی و رضاعی نیست.مادر عروس و هرچه بالاتر رود و نیز دختران عروس از غیر پسر انسان و هرچه پایین تر آید بر پدر شوهر محرم نیستند. اگر ...

فرهنگ فارسی ساره

اروس، بیوگان

واژه نامه بختیاریکا

اَلوس؛ بهیگ

کلمات مرتبط

  • عروس ارا
  • عروس ارای
  • عروس الشام
  • عروس باز
  • عروس بازی
  • عروس بر
  • عروس بینی
  • عروس حمام بر
  • عروس خانه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات