Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عروان

تلفظ بین المللی : /aːrˈuːɑn/ تلفظ :‌ [a:R'u:An]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • عروانی
  • ذو عدوان
  • ریشه عریان
  • ساق عروسان
  • عدوان
  • عدوانی
  • عربان
  • عرشان
  • عرفان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

عروان . [ ع ُرْ ] (اِخ ) ابن کنانةبن خزیمة. از اجداد جاهلی است . رجوع به عروانی شود.

عروان . [ ع ُرْ ] (اِخ ) ابن جشم بن عبدشمس وائل بن الغوث . از اجداد جاهلی است . رجوع به عروانی شود.

عروان . [ ع ُرْ ] (اِخ ) نام کوهی است . وگویند نام جایگاهی است . و آن را به فتح اول نیز خوانده اند. (از معجم البلدان ). و رجوع به ع...

فرهنگ فارسی

ابن کنانه بن خزیمه از اجداد جاهلی است

دانشنامه عمومی

عروان ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:عروان (دهستان)عروان (روستا)wiki: یمن در شبه جزیره عربستان. گویند:(عروان بن جشم بن عبد شمس) آن را بنیادگذاری نموده است.روستاها: العَروروستاها: العروسروستاها: العُروقروستاها: بنو العریضروستاها: العُرةجمعیت این دهستان در حدود ( ۱۰۱۷۹ ) نفر و (۲۳ خانوار ) می باشد.روستاهای توابع این دهستان عبارتند از:wiki: مَحویت در کشور یمن در شبه جزیره عربستان است.ا...

کلمات مرتبط

  • عروانی
  • ذو عدوان
  • ریشه عریان
  • ساق عروسان
  • عدوان
  • عدوانی
  • عربان
  • عرشان
  • عرفان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات