عرضة. [ ع ِ ض َ ] (ع اِ) مؤنث عرض . (منتهی الارب ) || زنی که به باطل و ناچیز مردم را فریبد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به عرض شود.
۱. لیاقت؛ طاقت؛ توانایی.
۲. [قدیمی] نشانه؛ در معرض.
۱. عرض؛ پیشنهاد.
۲. نمایش؛ ارائه.
۳. در دسترس یا معرض خرید قرار دادن کالا.
〈 عرضه داشتن (کردن): (مصدر متعدی)
۱. اظهار کردن؛ بیان کردن.
۲. ارائه دادن؛ نشان دادن.
(عُ ض ) [ ع . عرضة ] (اِ.) 1 - همت ، لیاقت . 2 - طاقت ، توانایی .
(عَ ض ) [ ع . عرضة ] 1 - (مص م .) به نمایش گذاشتن . 2 - (اِمص .) نمایش ، ارائه .
مقدار کالا و خدمات موجود برای پاسخگویی به تقاضا یا برای فروش به قیمت مشخص
کارآیی
پیشنهاد
اظهار، بیان
جرات، شهامت
نشاندادن، نمودن
ارائه، نمایش، نمود
تقدیم، تقدیمی، هدیه
شایستگی، قابلیت، لیاقت
توانایی، قدرت، قوت، قوه
۱. توانایی، قدرت، قوت، قوه
۲. شایستگی، قابلیت، لیاقت
۳. جرات، شهامت
۴. کارآیی
چیرگی، شایستگی، نمایش، جربزه