Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عرض حال

تلفظ بین المللی : /ˈaːrz hˈɑl/ تلفظ :‌ ['a:Rz h'Al]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره
  • عرض حال دهنده
  • عرض حال دهندگان
  • عرض الحال
  • عرب قری حاجی
  • عرضحال
  • عرضحال دادن
  • عرب حاجی آقا سلطانی
  • عرب حاجی اقا سل
  • اندیس باریت حاج عرب
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

عرض حال. [ ع َ ض ِ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) درخواست و استدعا. ( ناظم الاطباء ). دادخواست.شکایت. || ورقه ای که درخواست یا شکایت خود را در آن نویسند. ( فرهنگ فارسی معین ). درخواست نامه. عریضه. قسه. شکوائیه. و رجوع به عرض الحال شود.

فرهنگ فارسی

درخواست و استدعا دادخواست شکایت

مترادف و متضاد

suit (اسم)
جامه، درخواست، نوع، مرافعه، تسلسل، توالی، تقاضا، خواستگاری، دادخواست، عرضحال، یک دست لباس

petition (اسم)
عرض، عرضه داشت، عریضه، دادخواست، عرضحال، تظلم

فرهنگ فارسی ساره

دادخواست


کلمات مرتبط

  • عرض حال دهنده
  • عرض حال دهندگان
  • عرض الحال
  • عرب قری حاجی
  • عرضحال
  • عرضحال دادن
  • عرب حاجی آقا سلطانی
  • عرب حاجی اقا سل
  • اندیس باریت حاج عرب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات