عرصة.[ ع َ ص َ ] (ع اِ) گشادگی میان سرای که در آن بنا نباشد و گویند عرصةالدار؛ وسط آن است . (از منتهی الارب ). صحن خانه ، و آن بقعه و زمین وسیعی است در میان خانه ها که در آن ساختمانی نیست و گویند هر بقعه و زمینی که بنا در آن نباشد، عرصة است . (از اقرب الموارد). ج ، عِراص و عَرَصات و أعراص . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || زمین سرای . (منتهی الارب ). || جنگ گاه . (منتهی الارب ). رجوع به عرضه شود...
(عَ ص ) [ ع . عرصة ] (اِ. ) ۱ - حیاط ، فضای خالی جلوی خانه . ۲ - میدان . ۳ - صحرا. ج . عرصات . ، ~ را به کسی تنگ کردن در فشار و مضیقه قرار دادن . ، به ~ رسیدن کسی الف - بزرگ شدن و از عهدة کارهای خود برآمدن . ب - به ثروت و قدرت رسیدن .
فرهنگ فارسی
ساخت خانه، فضای جلوعمارت، حیاط، میدان
دانشنامه عمومی
حیاط
گویش مازنی
حیاط
مترادف و متضاد
حیاط
بیابان، صحرا
پهنه، جولانگاه، رزمگاه، زمینه، ساحت، صحنه، فضا، گستره، مصاف، میدان
[ویکی فقه] عرصه، مقابل اعیان، زمینِ خانه و هر بنا را گویند.عنوان عرصه به مناسبت در بابهای وصیّت ، وقف و ارث آمده است.اجکامچنانچه فردی به خانه ای برای کسی وصیّت کند وخانه قبل از فوتش خراب شود، برخی وصیّت را باطل دانسته اند، لیکن برخی گفته اند: وصیّت درباره عرصه آن نافذ است چنانچه خانه وقفی ویران شود، عرصه آن از وقف بودن خارج نمی شود. بنابراین، فروش آن جایز نیست. چنان که با خراب شدن ساختمان مسجد ، ع...