عربی . [ ع َ رَ ] (اِخ ) محمدبن عبداﷲ حاتمی طائی است . (منتهی الارب ).
عربی . [ ع َ رَ ] (اِخ ) عبداﷲبن محمدبن سعیدبن عربی الطائفی ، راوی است .
عربی . [ ع َ رَ ] (اِخ ) حسین بن عربی بصری راوی است . (از لباب الانساب ).
عربی . [ ع َ رَ ] (اِخ ) قاضی ابوبکر مالکی است . (منتهی ...
فرهنگ عمید
۱. زبانی از شاخۀ زبان های سامی که در شبه جزیرۀ عربستان، شمال قارۀ افریقا و کشورهای کویت، عراق، فلسطین، امارات، و چند کشور دیگر رایج است. ۲. (صفت نسبی ) مربوط به قوم عرب: رقص عربی.
فرهنگ معین
(عَ رَ ) [ ع . ] (ص نسب . ) ۱ - از نژاد عرب . ۲ - زبان مردم عرب .
فرهنگ فارسی
( زبان ) یکی از زبانهای سامی است که قوم عرب بدان تکلم کند و آن با عبری و آرامی و سریانی خویشاوندی دارد زبان تازی . دهی است از دهستان حومه بخش خورموج شهرستان بوشهر جلگه و گرمسیر
دانشنامه عمومی
عربی صفت نسبی به معنای منسوب به عرب است و شاید به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:زبان عربیالفبای عربیwiki: عربی عربی (دشتی). مختصات: ۲۸°۴۲′۳۹″شمالی ۵۱°۱۹′۵۴″شرقی / ۲۸٫۷۱۰۹°شمالی ۵۱٫۳۳۱۷۴°شرقی / 28.7109; 51.33174روستای عربی بانک اطلاعات روستاهای دارای دهیاری ایرانآمار جمعیت روستایی استان بوشهر سایت اطلاع رسانی استان بوشهر (معاونت برنامه ریزی استانداری بوشهر)دهستان ها و روستاهای شهرستان دشتی ...
مترادف و متضاد
arab(صفت)
عرب، عربی
arabian(صفت)
عربی
arabic(صفت)
عربی، تازی
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی عَرَبِیٌّ: عربیمعنی ءَأَعْجَمِیٌّ: غیر عربی - نامفهوم( اعجمی :کسی که سخن گفتنش غیر عربی و غیر بلیغ است، چه اینکه اصلا عرب نباشد ، یا آنکه عرب باشد ولی لکنتی در زبانش باشد -کسی که نمی تواند درست صحبت کند)معنی أَعْجَمِینَ: غیر عربها(جمع اعجمی :کسی که سخن گفتنش غیر عربی و غیر بلیغ است، چه اینکه اصلا عرب نباشد ، یا آنکه عرب باشد ولی لکنتی در زبانش باشد -کسی که نمی تواند درست صحبت کن...