عرادة. [ ع َ دَ ] (ع اِ) ملخ ماده . (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). و نیز رجوع به عرارة شود.
عرادة. [ ع َ دَ ] (اِخ ) دهی است به رأس تلی شبیه به قلعه بین رأس عین و نصیبین که قافله ها در آنجا باراندازند. (معجم البلدان ).
عراده . [ ع َرْ را دَ ] (ع اِ) نوعی از آلات جنگ و قلعه گیری است و آن آلتی باشد کوچکتر از منجنیق...
فرهنگ عمید
۱. واحد شمارش توپ. ۲. [قدیمی] از آلات جنگی شبیه منجنیق که برای پرتاب کردن سنگ به کار می رفته.
فرهنگ معین
(عَ دِ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - از ابزارهای جنگ شبیه به منجنیق که در قدیم برای پرتاب سنگ ازآن استفاده می کردند. ۲ - واحد شمارش توپ .
دانشنامه آزاد فارسی
عَرّادهوسیلۀ نقلیۀ چرخ دار برای حمل و جابه جایی توپ. عراده مجهز به مکانیسمی است که نیروی عقب نشینی (لگدزدن) توپ به هنگام شلیک گلوله را جذب می کند و این سلاح را به حالت آمادۀ شلیک بعدی بازمی گرداند. مکانیسم های بالابرنده و پیش و پس کنندۀ توپ در روی عراده، هدف گیری دقیق دستی، برقی یا سیستمی کاملاً خودکار را امکان پذیر می کند. عراده های قدیم را معمولاً به وسیلۀ اسب یا استر جابه جا می کردند، اما امروز...
فرهنگ فارسی
یکی از آلات جنگ شبیه منجنیق که درقدیم برایپرتاب کردن سنگ بکارمیرفته ( اسم ) ۱ - آلتی جنگی کوچکتر از منجیق که در جنگهای قدیم برای پرتاب سنگ به کار می بردند . ۲ - واحد برای شمارش توپ : سه عراده توپ . دهی است به راس تلی شبیه به قلعه بین راس عین و نصیبین که قافله ها در آنجا بار اندازند