عدول . [ ع َ دَ ] (اِخ ) نام مردی که کشتی بسیار نیکو می ساخت . (منتهی الارب ) (آنندراج ). عدولی .
(عُ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) بازگشتن ، برگشتن از ر اه . 2 - (اِمص .) بازگشت .
( ~ .) [ ع . ] (ص .) جِ عادل . 1 - عدل دهندگان . 2 - مردمان صالح برای شهادت در محضر قاضی یا حاکم .
اجحاف، تخطی
عادلان، صالحان
اعراض، انصراف، بازگشت، برگشت، تغییرعقیده
۱. اعراض، انصراف، بازگشت، برگشت، تغییرعقیده
۲. اجحاف، تخطی
۳. عادلان، صالحان