کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه عجوف | کلماتور
معانی کلمه : عجوف
تلفظ بین المللی :
/ˈodʒuːf/
تلفظ :
['odZu:f]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
روزگار عجوز
انبار علوفه
زاده ٔ عوف
سیلو کردن علوفه
ضرس العجوز
ظفره العجوز
ظفیره العجوز
عجاف
عجوبه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
عجوف. [ ع ُ ] ( ع مص ) بازداشتن خود را از خوردن با وجود گرسنگی تا دیگری را بخوراند. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
بازداشتن خود را از خوردن با وجود گرسنگی تا دیگریرا بخوراند
کلمات مرتبط
روزگار عجوز
انبار علوفه
زاده ٔ عوف
سیلو کردن علوفه
ضرس العجوز
ظفره العجوز
ظفیره العجوز
عجاف
عجوبه
نظرات