معانی کلمه : عجمت
فرهنگ عمید
کندزبان بودن، لکنت زبان داشتن، کندزبانی، لکنت زبان.
فرهنگ معین
(عُ مَ ) [ ع . عجمة ] (اِمص . ) ۱ - لکنت زبان . ۲ - ابهام . ۳ - عدم فصاحت .
فرهنگ فارسی
کندزبان بودن، لکنت زبان داشتن، کندزبانی، لکنت زبان
( اسم ) ۱ - لکنت زبان کند زبانی . ۲ - عدم فصاحت . ۳ - ابهام .
( اسم ) ۱ - لکنت زبان کند زبانی . ۲ - عدم فصاحت . ۳ - ابهام .
