عجب . [ع َ ] (اِخ ) قبیله ای است . (آنندراج ) (منتهی الارب ).
خودبینی؛ خودپسندی؛ کبر و گردنکشی.
۱. هنگام اظهار شگفتی به کار میرود: عجب خدایی دارد.
۲. شگفتانگیز؛ عجیب.
(عَ جَ) [ ع . ] 1 - (اِمص .) شگفتی ، تعجب . 2 - (ص .) شگفت آور، عجیب .
(عُ جْ) [ ع . ] 1 - (مص ل .)به خود نازیدن . 2 - (اِمص .) تکبر، خودبینی .
عجیب
تعجب، حیرت، شگفت، شگفتی
تکبر، خودبینی، خودخواهی، غرور، نازش
۱. تعجب، حیرت، شگفت، شگفتی
۲. عجیب
شگفت