کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه عجایز | کلماتور
معانی کلمه : عجایز
تلفظ بین المللی :
/aːdʒˈɑjez/
تلفظ :
[a:dZ'Ajez]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
عجاز
عجازه
عجایب
عجایب سبعه
عجیز
عجیزه
سرزمین عجایب
عجایب المخلوقات
عجایب المقدور فی نوایب تیمور
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
عجائز. [ ع َ ءِ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ عجوز. زنان پیر. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). عجایز. رجوع به عجوز شود.
عجایز. [ ع َ ی ِ ] ( ع ص ، اِ ) عجائز. پیره زنان : و مال ایتام و عجایز چون شیر مادر حلال دانند. ( مجالس سعدی ص 26 ). رجوع به عجائز شود.
فرهنگ عمید
عجوزه#NAME?
= عجوزه
فرهنگ فارسی
جمع عجوز
( صفت ) ۱ - زن پیر پیرزن زن کلانسال جمع عجائز ( عجایز ) . ۲ - بردالعجوز .
( صفت ) ۱ - زن پیر پیرزن زن کلانسال جمع عجائز ( عجایز ) . ۲ - بردالعجوز .
شیر خفته
کلمات مرتبط
عجاز
عجازه
عجایب
عجایب سبعه
عجیز
عجیزه
سرزمین عجایب
عجایب المخلوقات
عجایب المقدور فی نوایب تیمور
نظرات