معانی کلمه : عثمانی
لغت نامه دهخدا
عثمانی . [ ع ُ ] (اِخ ) ممالکی که آل عثمان در آن سلطنت میکردند. (ناظم الاطباء). رجوع به عثمانیان شود.
عثمانی . [ ع ُ نی ی ] (ص نسبی ) مقابل علوی . آنانکه علی و یاران او را متهم به قتل عثمان بن عفان کردند.
فرهنگ عمید
۱. از فرزندان عثمان.
۲. (اسم ) زبان ترکی رایج در ترکیه.
۲. (اسم ) زبان ترکی رایج در ترکیه.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - منسوب به عثمان بن عفان . ۲ - منسوب به عثمان جد آل عثمان ( سلاطین قدیم ترکیه ) جمع عثمانیان . ۳ - مجموعه ممالکی که تحت حکومت سلاطین آل عثمان بود .
عثمان بن محمد بن عثمان بن محمد ابن عبدالملک بن عبدالدین عنسه بن عمرو بن عثمان بن عفان العثمان البصری از محمد بن عبد السلام روایت کند و ابو نعیم الحفاظ اصفهانی از وی روایت دارد
عثمان بن محمد بن عثمان بن محمد ابن عبدالملک بن عبدالدین عنسه بن عمرو بن عثمان بن عفان العثمان البصری از محمد بن عبد السلام روایت کند و ابو نعیم الحفاظ اصفهانی از وی روایت دارد
مترادف و متضاد
ottoman (صفت)
عثمانی
turkish (صفت)
ترک، عثمانی، ترکی
