عثار. [ ع َ ] (ع اِ) جای هلاک و بدی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
عثار. [ ع ِ ] (ع اِمص ) بدی . (اقرب الموارد). || (ص ) ناخوش آیند. (اقرب الموارد). || (مص ) شکوخیدن . بسردرافتادن . (منتهی الارب ) (غیاث اللغات ) : ماه چون شد بدر آمد بی عثارشاه پیلان شب به سوی چشمه سار. مولوی .هر که آخربین تر از مسعودوارنَبْوَدَش هر دم بره رفتن عثار. مولوی .هر قدم من از س...
فرهنگ عمید
لغزیدن و افتادن، به سر درآمدن.
فرهنگ معین
(عِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) لغزیدن و افتادن . ۲ - (اِمص . ) لغزش .
فرهنگ فارسی
لغزیدن وافتادن، بسردر آمدن، لغزش ۱ - ( مصدر ) لغزیدن و سقوط کردن بسر در آمدن . ۲ - ( اسم ) لغزش . شکوخیدن ناخوش آیند